1. دوستی من با بانوگوهرشاد بیگم، دیرسالی از ایام جوانی آغاز شد و ماند. بانو جان، ماندی که ماندم! خاصیت آفتاب و زمین تشنه باران، همین است. 2. من پاره ذوقم را از این حرم، تازه میکنم. شاید خشتی، تکه گچی، آیینه کوچکی از کنار دیوار آن باشم و بمانم. پس اگر خواندی و فراموشم نکردی و به وجد آمدی و دوباره به مسجد بانو گوهرشاد مشهد رفتی، آرزوی این کاتب برآورده شده است.

3. امینه خواست خودش را به فتح الله برساند. میدانست اکنون در حرم است. پس بی هیچ فکری به سوی حرم شتافت اما گوهرشاد همزمان با او به آن جا رسید. حالا هر دو باز در مقابل هم بودند.

رمانک فانتزی "اوسنه گوهرشاد" به قلم سعید تشکری به شیوه ای جذاب و متفاوت داستان ساخته شدن مسجد گوهرشاد و وقایع مربوط به واقعه کشف حجاب را روایت میکند. در این کتاب، نویسنده از تکنیکهای خلاقانه ای برای بیان روایتها استفاده کرده است. انتشارات به نشر(آستان قدس رضوی) این اثر را بیش از 20 نوبت تجدید چاپ کرده است.