ورود/ایجاد حساب کاربری چهارشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۹  
با کلام امام رضا

امام رضا علیه السلام فرمود : سروران مردم در دنیا بخشندگانند و در آخرت پرهیزگاران ( صحیفه الرضا ص 86 )

--

منوی اصلی
· خانه
· پخش زنده از حرم امام رضا (ع)
· انتقادات و پیشنهادات
· جستجو
· ارسال مطلب
· پیوندها
· عضویت در سایت
· تماس با ما

بخش های پایگاه
· پیامبر اعظم (ص)
· پیشوای صادق
· چشم انتظار بهار
· یادنامه آیت الله فلسفی (ره)

وبلاگ امام رضا
· مطالب سال اول
· مطالب سال دوم
· مطالب سال سوم
· مطالب سال چهارم
· مطالب سال پنجم
· مطالب سال ششم

عضویت
 

برای عضویت کلیک کنید

برای عضویت در خبرنامه کلیک کنید

 


جستجو



باز باران
در تاریخ جمعه، ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ توسط Admin

چشم انتظار بهار

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید کربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یک روز غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را

 

« متن کامل را مطالعه نمایید »

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید کربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یک روز غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
باز باران
باز باران با ترانه
آید از چشمان مردی خسته جان
هیهات بر لب
از عطش در تاب و در تب
نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب
شش ماهه طفلی
رو به پایان
مرد محزون
دست پر خون می فشاند
از گلوی نازک شش ماهه
بر لب های خشک آسمان با چشم گریان
باز باران
باز هم اینجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بی سر پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلیون
درین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر زناله
پای خسته
دلشکسته
روبرو بر نیزه ها خورشید تابان
می چکد از نوک سرخ نیزه ها
بر خاک سوزان
باز باران باز باران
قطره قطره می چکد از چوب محمل
خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
آری آری
باز سنگ و باز باران
آری آری
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
بر فراز خیمه برگونه ها
بر مشک ساقی
کاش می بارید باران

 

* شعری از : علی اصغر کوهکن

* منبع : مجله ی موعود



| اشکالات احتمالی سایت را برای ما ارسال کنید | | info@razavi.ir : تماس با ما |
Best view: 1024 × 768
Copyright(c) 2007 Razavi.ir All Rights Reserved